سه شنبه 19 آبان1388
حال وهوای بعد از انتخابات
با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز
هرچه صبرکردیم تا سروصداها تموم بشه دیدیم نه مثل اینکه تموم شدنی نیست:
نمی دونم مسئولینی که دم ازخدمت وکاروتلاش می زنندکجا زندگی می کنند،شاید تو یه مملکت دیگه زندگی میکنند و نمیدونند تو مملکت ماچی می گذره ومشکلات مردم وجوانان چیه؟چون اگه تو این مملکت زندگی می کردند بجای این که به هم تهمت بزنند،مسخره کنند،اغتشاش ایجاد کنند،ابروی یکدیگر رو ببرند و.........................................................................................................،به فکر حل مشکلات مردم بودند نه به فکر صندلی ریاست جمهوری.البته جای تعجب نیست که این چیزها رو می بینیم چون همه دم از خدا میزنند اما در واقع خدا را نمی شناسند ،دم ازحل مشکلات مردم می زنند اما نمیدونند مشکل مردم چیه؟چون خودشون که مشکل ندارند تا مشکلات رو ببینند ودرک کنند. متأسفانه انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران بدترین انتخابات درطول حیات انقلاب اسلامی بود که چیزی جز آبروریزی واز بین رفتن حرمت ها وکم شدن قرب وعزت مردم ومملکت ما چیزی دربر نداشت.همه اینها نشان از این دارد که سیاست پدرومادر دارد درصورتی که کسانی که وارد ان می شوند نیز پدر ومادر داشته باشند.
حرف اخر:
مملکت ما حاصل خون هزاران شهید است که با خون خود درخت اسلام وانقلاب را آبیاری کردند وای بر کسانی که خون این شهدای عزیز را پایمال کنندچون.............................................................. .
نویسنده:یکی ازدلسوزان انقلاب،دوست داران اسلام واهل بیت،پیرو شهدا،وجوانان مملکت ایران عزیز.
+ ا
نوشته شده توسط :
اسماعیل حسنی پور در ساعت 20:3
موضوع : سیاسی
چهارشنبه 13 خرداد1388
انتخابات
ادرس سایت های نامزدهای انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری
میرحسین موسوی:mirhussein.com
محمود احمدی نژاد: ahmadi nejad.ir
محسن رضایی: rezaee.ir
مهدی کروبی: karroubi.ir
مطالب را بخوانید حرف ها راگوش کنید مناظره ها راببینید وسپس عاقلانه به فرد مورد نظر رای دهید.
طنز انتخاباتی:
رای ما: میر محسن کروبی نژاد
+ ا
نوشته شده توسط :
اسماعیل حسنی پور در ساعت 15:32
موضوع : سیاسی
شنبه 12 بهمن1387
ایام الله دهه فجر برهمگان مبارکباد
+ ا
نوشته شده توسط :
اسماعیل حسنی پور در ساعت 17:3
موضوع : عمومی
یکشنبه 26 آبان1387
خودمونی
ازفرمایشات حضرت امیر المؤمنین (ع):
" برترین عبادت مؤمن ان است که ازسوی خدا،انتظار گشایش وفرج داشته باشد."
سلام ودرود بر همه شما دوستان وهمراهان همیشگی:
ببخشید که دیر شد وبد قولی کردم(نه به خاطر مطالب )بلکه به خاطرارتباط با هم.چون کامپیوترم خراب بود و سرم هم شلوغ بود.انشاءالله ازاین به بعد سعی میکنم با مطالب بهتری درخدمت شما باشم .
+ ا
نوشته شده توسط :
اسماعیل حسنی پور در ساعت 10:42
موضوع : علمی
شنبه 1 تیر1387
خودمونی
باسلام خدمت تمامي دوستان وهمراهان عزيز:
چند وقتي هست که به خاطرفرا رسيدن فصل امتحانات،نتوستم پست جديدي ارائه بدم،انشاءالله از دهم تير ماه به بعد دوباره در خدمت شما خواهم بود.
به اميد موفقيت همه شما.
+ ا
نوشته شده توسط :
اسماعیل حسنی پور در ساعت 21:45
موضوع : عمومی
چهارشنبه 1 خرداد1387
بوی گند نفرت در دل
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند .
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا باخود حمل کنند شکایت داشتند .
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید .
پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
منبع:ایران عشق
+ ا
نوشته شده توسط :
اسماعیل حسنی پور در ساعت 18:10
موضوع : عمومی
پنجشنبه 12 اردیبهشت1387
طنز
سیاست یعنی چه؟
یک روز یک پسر خورد سالی که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسد: پدرجان! لطفا برای من بگوید سیاست یعنی چی؟
پدرش فکری می کند و می گوید: بهترین راه اینست که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمان بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز را در خانه من تعیین می کنم. مادرت دولت هست، چون کارهای خانه را او اداره می کند. کلفتمون ملت ضیعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کند و هیچز ندارد. تو روشنفکرهستی چون درس می خوانی و پسر فهمیده ای هستی. احمد برادر کوچیکت هم که دو ساله هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچک نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می رود به اتاق برادرکوچکش و می بیند زیرش رو کثیف کرده و در گه خودش دست و پا می زند. میرود به اتاق خواب پدر و مادرش و می بیند پدرش در تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هرکاری می کند مادرش از خواب بیدار نمی شود. میرود به اتاق کلفت شان که او را بیدار کند، می بیند باباش در تخت کلفت شان خوابیده. میرود و سرجایش میخوابد و فردا صبح از خواب بیدار میشود.
فردا صبح باباش ازش میپرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گوید: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه را میدهد، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تواند دولت را بیدار کند، در حالی که نسل آینده در گه خودش دست و پا می زند.
منبع:سایت اموزشی علم سیاست و روابط بین الملل
+ ا
نوشته شده توسط :
اسماعیل حسنی پور در ساعت 13:1
موضوع : سیاسی